سوالات متداول

بيمه، اشخاصي را كه متحمل لطمه، زيان يا حادثه ناخواسته اي شده اند قادر مي سازد كه پيامدهاي اين وقايع ناگوار را جبران كنند. خسارت هايي كه به اين قبيل افراد پرداخت مي گردد از پول هايي تأمين مي شود كه براي خريد بيمه نامه مي پردازند و با پرداخت آن در جبران خسارت همديگر مشاركت مي كنند. به بيان ديگر همه آن هايي كه خود را بيمه مي كنند با مشاركت در سرمايه اي كه متعلق به همه خريداران بيمه است، در جبران خسارت و زيان هاي هريك از افراد بيمه شده،شريك و سهيم مي شوند. بيمه گران خطرهاي احتمالي را به خوبي مي شناسند و احتمال وقوع آن ها رامي دانند. بنابر اين، مي توانند ميزان حق بيمه اي را كه هر شخص بايد بپردازد به نحوي محاسبه كنند كه مبلغ جمع آوري شده، براي جبران خسارت هايي كه پيش خواهد آمد، كافي باشد. بديهي است كه تنها تعدادي از آنان كه خود را بيمه كرده اندنياز به جبران خسارت از محل مبلغ جمع آوري شده خواهند داشت. بر اين اساس، مقدار حق بيمه مربوط به هر نفر متقاضي بيمه با توجه به دو عامل مهم محاسبه مي شود: نخست اين كه، به طور كلي احتمال بروز خسارت در آينده چه قدر است ; و دوم، آن كه احتمال وقوع حادثه براي بيمه گذار متقاضي بيمه بيشتريا كمتر از ميانگين احتمال خطر مزبور باشد. براي روشن شدن موضوع 3 مثال مي آوريم :

  1. در بيمه هاي مربوط به اتوموبيل : جواني كه اتوموبيل پرقدرتي دارد ياراننده اي كه قبلا چند مورد تصادف داشته و خودش مقصر بوده است، از راننده ميان سال و با تجربه اي كه اتوموبيل كم قدرتي دارد و قبلا تصادف نكرده است، حق بيمه بيشتري مي پردازد;
  2. در بيمه آتش سوزي : صاحب مغازه ساندويچ فروشي، ازصاحب يك دفتر خدماتي حق بيمه بيشتري مي پردازد. يعني، هر چه احتمال خطربيشتر باشد، حق بيمه نيز بيشتر خواهد بود;
  3. براي فردي جوان و تندرست كه شغل بي خطري دارد خريدن بيمه زندگي آسان تر و حق بيمه آن هم كمتر خواهد بودتا فرد سال مندي كه شغل پرخطري دارد.

بيمه هاي غيرزندگي، پيشينه بلند مدتي دارند. نوعي از بيمه هاي دريايي حدود 3000 سال قبل مورد استفاده قرار گرفت. بيمه هاي زندگي نيز سابقه زيادي دارند.اين نوع بيمه ها نخستين بار هنگامي پديد آمد كه سربازان رومي قسمتي از دستمزدخود را در صندوقي جمع آوري كردند تا چنانچه در جنگ كشته شدند، آن پول به خانواده هايشان پرداخت شود.

       امروز ديگر تصوراين كه گونه اي از فعاليت انسان بدون وجود بيمه شكل پذيردمشكل است. به ويژه آن كه در قرن بيستم تحولات تكنولوژي، حمل و نقل وارتباطات با سرعت و وسعت شگفت آوري انجام پذيرفته است. برجسته ترين نمونه اين موضوع پيشرفت موتور اتوموبيل است كه متعاقب آن بيمه اتوموبيل به يكي ازمهم ترين بخش هاي صنعت بيمه تبديل شده است. توسعه مهم ديگر، افزايش تعداد ريسك هاي يگانه خيلي بزرگ است.نفتكش هاي غول پيكر و هواپيماهاي بسيار بزرگ نمونه هايي هستند كه نشان مي دهند سرمايه تحت پوشش بيمه ممكن است صدها ميليون تومان ارزش داشته باشد. مشكلات مربوط به پوشش چنين سرمايه هاي عظيمي باعث شده است كه بيمه گران به پشتيباني يكديگر، يك خطر بزرگ را در سطح داخلي و بين المللي به صورت بيمه اتكايي مجدد بين خود توزيع كنند و از عهده جبران خسارت هاي هنگفت برآيند. همراه با ارتقا و پيچيدگي بيشتر زندگي انسان امروز، بيمه ها نيز از زواياي مختلف و با شتاب توسعه يافته اند. زيان هايي كه ممكن است به طور ناخواسته در جريان فعاليت و زندگي عادي هر فردي به ديگران وارد آيد و در قبال آن ها مسؤول واقع شود بابيمه مسؤوليت تحت پوشش قرار مي گيرند. در اين خصوص، مي توان به بيمه مسؤوليت پزشكان و بيمه مسؤوليت توليد كنندگان اشاره كرد. نمونه هاي جديدتر، بيمه افترا براي روزنامه نگاران و ايستگاه هاي راديو و تلويزيون و بيمه آلودگي ناشي از نشت نفت از تانكرهاست. بيمه هاي سيل، زلزله و خرابي كامپيوترنيز بر همين منوال ظهور كرده اند. بيمه هاي زندگي نيز پيشرفت هاي شگرفي يافته و مجموعه متنوعي از انواع اين نوع بيمه را ارائه كرده است. در اين زمينه انواع بيمه هاي مستمري و عمر و پس انداز به طور چشم گيري افزايش يافته است. در ادامه، بيمه گران رشته زندگي مجبور شده اندكه با مشكلات جديدي نظير بيماري ايدز مواجه شوند و درباره پيشرفت علم ژنتيك بينديشند.

       نفع بيمه پذير يك اصل اساسي بيمه است. مفهوم اين اصل آن است كه فردي كه در صدد گرفتن بيمه است بايد به طور قانوني اختيار بيمه كردن اموال، حادثه يازندگي را داشته باشد. به بيان ديگر، وقوع حادثه اي كه تحت پوشش بيمه است، يامرگ بيمه شده بايد باعث زيان مالي براي خريدار بيمه شود. براي مثال، آقاي بهزادي نمي تواند خانه آقاي بهروزي را بيمه كند زيرا تخريب خانه آقاي بهروزي موجب زيان مالي براي آقاي بهزادي نمي شود. بر همين قياس، شما نمي توانيدزندگي ديگران را بيمه كنيد مگر آن كه منفعتي در زندگي فرد بيمه شده داشته باشيد.

       اصول بيمه را كه شامل همه بيمه ها مي شود به صورت زير بيان مي كنند:

الف- بيمه تنها به اندازه ارزش واقعي اموال تحت پوشش بيمه خسارت را جبران مي كند. براي مثال، بيمه نمي تواند زيان هاي عاطفي را تحت پوشش قرار دهد.

ب - همواره بايد تعداد فراواني خطرهاي همگون وجود داشته باشد تا بااستفاده از تشابه خطرها بتوان خسارت را بين همه بيمه گذاران توزيع كرد.

پ - بايد امكان محاسبه احتمال وقوع خسارت وجود داشته باشد تا بيمه گران بتوانند حق بيمه متناسب با خطر مربوط را تعيين كنند.

ت - خسارت ها نبايد عمدي و قابل اجتناب باشند يا قبل از بيمه كردن، به وجودآمده باشند. به طور بديهي نمي توان براي خانه اي كه آتش گرفته و فردي كه فوت كرده است بيمه نامه گرفت.

ث - زيان مالي برخي از خطرها چنان گسترده است كه فقط دولت توانايي مقابله با آن ها را دارد. اين نوع خطرها (اغلب ناشي از جنگ يا تابش هاي هسته اي و راديواكتيو) به طور معمول بيمه پذير نيستند.